تبليغاتX
*تنهای بی سنگ صبور*


*تنهای بی سنگ صبور*

اي كوه پر غرور من.......سنگ صبور تو منم.......اي لحظه ساز عاشقي.......عاشق با تو بودنم

مي روم از شهر تو...

دارم از اين شهر ميروم و سرشارم از تناقض ،

ناراحتم از اين كه دارم حتي از خاطراتم هم دور ميشوم...

و خوشحال از اين كه از اين شهر سرد و بي روح فاصله مي گيرم...

از اين شهر كه آزارم ميدهد...

درست مثل بيماري كه براي فرار از درد آرام بخشي قوي مي خورد،

شايد اين رفتن هم در حكم همان مسكن براي من باشد...

به اين اميد كه وقتي به هوش مي آيم درد مرتفع شده باشد...

 

پي نوشت:

1-شدم دانشجوي مهندسي برق قدرت شهيد چمران اهواز

2-از اينكه مهندس صدايم ميكنند احساس خوبي ندارم

 ۳-وقتي باران مي بارد چقدر آرام ميشوم! +(چه لذتي دارد هواي پاييزي)

۴-عيد فطر مبارك و نماز و روزه هاتون+مون قبول باشه!

 

*دكلمه نفرين ، محسن چاووشي

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 10:20 توسط بی سنگ صبور| |


Design By : Night Skin