تبليغاتX
*تنهای بی سنگ صبور*


*تنهای بی سنگ صبور*

اي كوه پر غرور من.......سنگ صبور تو منم.......اي لحظه ساز عاشقي.......عاشق با تو بودنم

حس نوشتن هم از دست رفته است

ديگر خواندن و نوشتن هم آرامم نمي كنند

لحظه هاي بي پايان انتظار ، فنا پذير خواهند شد

در اوج نا اميدي هم تو را فرياد خواهم زد

زيرا ايمان دارم

به خاطرات گذشته

و خدايي كه در همين نزديكي هاست...

-----------------------------------------------------

سلام دوستاي عزيزم...راستش ديگه از نوشتن خسته شدم و تصميم گرفتم اين وبلاگ رو تعطيل كنم... البته اگه شما بخوايد ميمونم

 براي همين ميخوام شما هم نظرتون رو بنويسيد

البته احتمال داره كه يه روزي دوباره برگردم اما هر چي شما بگيد

منتظرم...

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 23:42 توسط بی سنگ صبور| |

سنگ صبور

 يك بار ديگر  فاصــله  ما  را  جــدا كـرد            ديوار سنگي، عشق را در ما بنـا كـرد

من ماندم  و  دفترچه هاي خـاطراتــم             حتي مرور خاطرات هم بر من جفا كرد

مي گشتمت هر ثانيه هر لحظه هر جا           تنهــايي امـا  باز هـم  من را صـ‌ــدا كرد

رفتي و مهرت همچنان درقلب من ماند           دستان تو  در كوچه ها  من را رها كرد        

از تــو  براي  تو  نوشتـن كار من  شــد            بي مهـــري تــو  زندگيــم  را  فنــا كـرد

 

نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 23:6 توسط بی سنگ صبور| |


Design By : Night Skin